بیماری
از شنبه هفته پیش درگیر بیماری هستیم دیروز نیامدم مدرسه چون از شب قبلش تب و لرز شدید داشتم برادر زنگ زده بود و مثل مسلسل حرف میزد.فکرکنم کلا دیوانه شده بیچاره مادرم....ایکاش پدرم در زیر ناودان طلا دعا نکرده بودند یک پسر خوب می خواهند...زورکی نباید از خداوند چیزی خواست.گلی از دیروز بهم خورده محمد از دوست دخترش می گوید وگلی را بهم ریخته.....
بنام خداوند بخشنده و مهربان