یکشنبه 4 اذر شب رفتم خانه اشان برای ابیاری باغچه دیدم شیر دستشویی بیشتر آب می ریزد زنگ زدم بهشون شوهرش اهسته راهنمایی اش می کرد .خلاصه وقتی داشتم می امدم خانه دیدم مستاجرشان رسید زنگ زدم و کلید را با اجازه همسرش که گوشی را بالاخره گرفت دادم مستاجرشان و دوشنبه بعد مدرس ه رفتم از زینب خانم گرفتم.چند روز پیش نهال زنگ گلی زده و گفته گربه دومش نامش موریس است....دیشب دوباره رفتم خانه اشان آب باغچه دادم....و رد و بدل شدن پیامهای سرد...من فقط بخاطر رضای خداوند و حرمت نان و نمک به منزلشان میروم وگرنه کلیدشان را با احترام و عذرخواهی پس میدادم
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۳ ساعت 11:37 توسط پشیمانم که ازروی نادانی آبرویم را بردم
|